theme

سلمان مصدر

کتاب خواندن از تفریحات محبوبم بود.

چه زمانى که پدر یا مادر برایم داستان مى‌خواندند و چه بعدها که خودم رمان‌هاى قطور را یک روزه تمام مى‌کردم.

مشغله‌هاى روزمره باعث شد از این کار فاصله بگیرم، اما نه آنقدر که از قافله عقب مانده باشم. تنها تفاوتش در این است که کتاب را در مدت زمان بیشتر مطالعه مى‌کنم و گاهى چند روزى بین مطالعه‌ام فاصله مى‌افتد.

به مشغولیت‌هایم یک دردسر تازه اضافه شد. باید آخرین صفحه‌اى که خوانده بودم را پیدا کنم.

وقت کم است و دلم نمى‌خواهد آن را هم به ورق زدن‌هاى پى در پى بگذرانم.

لذت کتابخوانی - نشانک

 

چوب‌ الف نشانک را در یکى از کتابفروشى‌هاى محبوبم دیدم.

نمى‌دانستم چه کاربردى دارد اما به کار من مى‌آمد.

ساده، خوش تراش و کاربردى بود.

 

متعجب شدم وقتى فهمیدم کاربردش براى همان منظورى است که من در نظر دارم.

از همان وقت است که نشانک‌ها، مناسب‌ترین هدیه شده‌اند براى دوستان اهل کتابم.

 

به کتاب هایمان احترام بگذاریم.

اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۸
داستان نشانک - لذت کتابخوانی

هدیه کتابخوان ها

کتاب خواندن از تفریحات محبوبم بود. چه زمانى که پدر یا مادر برایم داستان مى‌خواندند و چه بعدها که خودم رمان‌هاى قطور را یک روزه تمام […]
فروردین ۲۷, ۱۳۹۸
صفحه چهل و سوم - نشان کتاب گلیمی

صفحه چهل و سوم

آقاى ۵٠ بیدارید؟  ‎صفحه‌ی ۴٣ به آرامى پنجاهمین صفحه‌ کتاب را صدا می‌زد. ‎آقاى پنجاه چشم هاى خواب‌آلودش را ‌باز کرد و گفت: بیدارم پسر، اتفاقی […]
اسفند ۲۲, ۱۳۹۷
کتاب یادگاری - نشانگر کتاب

یادگاری آقاجون

آقاجونت هر وقت با رفقاش می‌رفت طرفای خیابون انقلاب دست خالی برنمی‌گشت. ‎رفیق چند ساله‌ش صاحب یکى از همون کتابفروشى‌های راسته‌ی انقلاب بود.   ‎على آقا هر […]
اسفند ۱۸, ۱۳۹۷
گلدان شعر - داستان نشانک

گلدان شعر

عاشق کاشتن گل بود. گل هاش ناز و نوازش می خواستند. شعرِ حافظ و سعدی و فروغ و سایه گوش می کردند و صدای شجریان، لالاییشان […]